خریدار یک چرتکه قدیمی و یا نو البته با کیفیت

دوستان عزیز طی این پست اعلام می دارم که خریدار یک چرتکه قدیمی (سالم) و یا نو (با کیفیت) هستم. اگر کسی چرتکه مناسب برای فروش دارد، اطلاع بده و اگر هم جایی را سراغ دارید که می شه یه چرتکه خوب خرید حتما سریعا من رو با خبر کنید.


ارادتمند

چرتکه

چرتکه

 

هنوزم در پی اونم، رضا صادقی یا شهرام صولتی

داشتم روزنامه می خوندم وهمسر عزیزم پشت کامپیوتر بود. یه آهنگی رو گوش می داد که وقتی دقت کردم متوجه شدم که صدای شهرام صولتی بود. هنوزم در پی اونم که عشقش سادگیم باشه، نگاه های پر از مهرش پناه خستگیم باشه. غافلگیر شدم. (دقت کردید که من چقدر غافلگیر می شم!) از اینکه چه شعر جالبی و قشنگی و کاملا با کارهای شهرام صولتی متوافت بود. خلاصه از آهنگ خیلی خوشم اومد. دو سه سالی گذشت و چند هفته پیش از یکی از دوستان شنیدم که این آهنگ سرقت هنری بوده و کار متعلق به رضا صادقی بوده و از طریق یکی از دوستان رضا صادقی به شهرام صولتی فروخته شده. باز هم غافلگیر شدم. از اینکه چقدر خوراک خواننده های ما کم شده که از دهن همدیگر لقمه می دزدند. باورم نشد تا اینکه ظاهرا شهرام صولتی عذرخواهی رسمی می کنه و می گه که متوجه نبوده که متعلق به خواننده مشهوری مانند آقای رضا صادقی بوده و فکر می کرده که مربوط به یه بنده خدای غریب باشه. هر دو آهنگ رو گوش دادم. بماند که به نظرم شهرام صولتی خیلی قشنگ تر خونده. اما رضا صادقی یه جمله گفته که من کلی خوشم اومد. اینکه خیالش راحت شده که اهنگش خیلی قشنگ بوده که یه نفر دیگه هم خواسته اون رو بخونه.

رضا صولتی

رضا صولتی

دانلود آهنگ احساس - هنوزم در پی اونم - رضا صادقی

 

دانلود آهنگ احساس - هنوزم در پی اونم - شهرام صولتی

 

مرتبط:

حمید طالب زاده - همه چی آرومه

مهران موثقی - هزار امید

 

ارزش گذاری بر روی مالکیت معنوی، نام تجاری، تجربه و این جور چیزها

بارها هنگام راه اندازی فعالیت های مشترک و یا به خدمت گرفتن ایده، طرح و یا مالکیت معنوی نام تجاری (برند) روند مذاکره تغییر کرده و تقریبا به ناکجا آباد خواهد رفت. این موضوع تقریبا به سخت ترین قسمت مذاکره در این ایام تبدیل شده است. این روزها به این دلیل که نقدینگی گردش مناسبی ندارد و همچنین سرمایه گذاری ها بیشتر در حوزه های واسطه گری به کار گرفته می شود، تعداد بسیار زیادی ایده های جدید به سراغ ما می آید و هنگامی که قرار است مشارکت را متناسب با آوردۀ طرفین ثبت کنیم به مشکل ارزش گذاری بر روی ایده طرف مقابل می خوریم. مشکل زمانی پر رنگ می شود که طرف مقابل ادبیات مشابهی با شما نداشته باشد و بخواهید ایشان را متقاعد کنید و شیوۀ مورد نظرتان را در مذاکره برای ایشان ترسیم کنید.

 

مورد واقعی:

فردی تقریبا نزدیک به ۵ ماه است که یک تهیه غذا راه انداخته است. این فرد سابقه بسیار طولانی در این امر دارد اما به دلیل درگیری های مالی دیگری که داشته است متاسفانه در حال حاضر با کمبود نقدینگی روبرو شده و مشکلات زیادی پیش رو دارد. مذاکره برای راه اندازی یک شرکت مشترک طی چند جلسه صورت گرفت. با توجه به نوع فعالیت و همچنین سابقۀ کم فعالیت فعلی علی رغم تجربه فرد مدیر این تهیه غذا، برای نام تجاری ارزش قابل توجهی وجود نداشت. این امر مذاکره را از دید ما به سمت جبران خدمات مدیر از طریق سهمی از سود حاصل از فعالیت هدایت می کرد. اما ناگهان فرد طرف مذاکره تقاضای ۱۰۰ میلیون تومان وجه نقد بابت تجربۀ خود را عنوان کرد. طرف ما که سه نفر هم بودیم کاملا غافل گیر شدیم. انتظار داشتیم که طرف بر روی سهم سود چانه زنی کند ولی ارزش گذاری بر روی تجربه ای که قرار است به عنوان مزیت یک مدیر استفاده شود و پرداخت این وجه به منظور شروع مشارکت کاملا عجیب بود. از ایشان خواستیم که توضیح بیشتری بدهد که این ۱۰۰ میلیون دقیقا بابت چیست؟ بابت ارتباط های ایجاد شده قبلی ایشان است که طبیعتا ممکن است منجر به جذب مشتریان بیشتری شود، بابت تکنولوژی خاصی است که ایشان در راه اندازی مرکز تهیه غذا به کار می گیرند، بابت نام تجاری است که طی این ۵ ماه ایجاد شده است. و ایشان با وجود تحصیلات آکادمیک و سابقۀ بسیار زیاد در تجارت و فعالیت های بازرگانی و همچنین سالها زندگی در کشورهای مختلف تنها یک جمله فرمودند و آن اینکه من برای اینکه با شما شریک شوم اول ۱۰۰ میلیون می گیرم و بعد بر روی داراییهای مشهود، دارایی های ثابت و … ارزش گذاری کنیم.

البته بین خودمان باشد که  شانس ایشان این بود که من در حال تلاش برای فرو خوردن خشم خودم هستم. تنها چیزی که توانستم بگویم این بود که تا قبل از ساعت ۱۲ ظهر روز شنبه جواب قطعی خودمان را اعلام می کنیم.

آدم با شعور

آدم با شعور با خوراکی وارد مغازه نمی شود. ان شاء ا…

آدم با شعور

آدم با شعور

ابطحی داریم تا ابطحی

یک ابطحی داریم که برای آتش زدن بر سرمایه های پولی و حتی اجتماعی ایرانیان سخرانی می کند. باتولید سیگار هایی از بلاد کفر در ایران اشتغال زایی می کند. از قاچاق جلوگیری می کند و کلا در کار خیر است.

بیانات سید محمود ابطحی

بیانات سید محمود ابطحی

هزار امید - مهران موثقی

رادیو پیام هر از گاهی، تک و توک آهنگ های قشنگی رو پخش می کنه. این بار داشت آهنگ قشنگی رو پخش می کرد که اول فکر کردم صدای خانواده کوروش یغمایی باشه. ولی طبق همیشه بدون معرفی خواننده و اثر، آهنگ تمام شد. شعر رو قبلا شنیده بودم. شعری از سیمین بهبهانی: 

 

مرا هزار امید هست و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی

بهار ها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت

چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی

 

واقعا لذت بردم از شعر و صدای آقای مهران موثقی. به نظر من باید خواننده های معاصر روی ترانه بیشتر وقت بگذارند. تاثیر گذاری یک ترانه خوب از هزاران صدای خوب بیشتر خواهد بود.

 

خلاصه اینکه با توجه به آهنگی که از حمید طالب زاده (همه چی آرومه) در وبلاگ گذاشتم و با استقبال زیادی روبرو شد، (تقریبا روزی ۹۰ تا ۱۰۰ بازدید کننده اضافه شد) با خودم گفتم که این آهنگ رو هم در وبلاگ بگذارم. ظاهرا دوستانی که می خواهند آهنگ ها رو دانلود کنند در سایتهای موزیک به دلیل استفاده از هاست رایگان و این حرفها دچار مشکل هستند، چون خیلی از دوستان از اینکه من لینک مستقیم به هاست خودم داده ام تشکر کردند.

مهران موثقی - آلبوم ستاره سهیل - آهنگ هزار امید

مهران موثقی - آلبوم ستاره سهیل - آهنگ هزار امید

 

دانلود آهنگ هزار امید از آلبوم ستاره سهیل - مهران موثقی

مرتبط:

حمید طالب زاده - همه چی آرومه

تجارت قبر در بهشت زهرا، خرید و فروش

به نظرم همه دوستان در خصوص اینکه قیمت قبر در بهشت زهرای تهران متفاوت است و اینکه بعضی مواقع بسیار بالا می باشد خبر دارند و لازم به ذکر نیست. چند هفته پیش یکی از اقوام برای خرید قبر به دفتر بهشت زهرا مراجعه کرده و برای پدرش که متاسفانه پریروز به رحمت خدا رفتند، تقاضای خرید قبری را داشته است. همانطور که مستحضرید در حال حاضر قطعات داخلی بهشت زهرا کاملا پر شده و قطعاتی خارج از محوطه به این منظور اختصاص داده شده است. خلاصه اینکه قیمت اعلام شده برای پیش خرید قبر ( منظور خرید قبر بدون دفن میت) ۲٫۵ میلیون تومان بوده است. بندگان خدا که به آنجا مراجعه کرده اند یادآور می شوند که هفته قبل یکی از اقوام در همین قطعه دفن شده است و مبلغ اخذ شده ۴۰۰ هزار تومان بوده. مسئول مربوطه نیز می فرمایند که بله ایشان دفن شده اند. شما هم اگر الان میت داشتید می توانستید با همین قیمت قبر خریداری کنید. اما شما دارید پیش خرید می کنید. زمانی که قرار است از این قبر استفاده کنید قطعا اینجا رونق گرفته و ساخته شده و به قطعه ای خوب تبدیل شده است. شما الان دارید قبر خالی خرید می کنید اگر میت داشتید قضیه فرق می کرد و قیمت قبر ۴۰۰ هزار تومان می بود.
به نظرم ایران به معنای واقعی مملو از عجایب روزگار گشته است.

سریالهای شبکه فارسی وان قوطی بگیر و بنشان

به نظر شما چند وقت لازم است تا یک شبکه تلویزیون بتواند به پر مخاطب ترین شبکه ماهواره ای در یک کشور تبدیل شود؟  فقط همین را می دانم که مالک شبکه فارسی وان که اسمش را یادم رفته، تمام تجربه خود را در این موضوع به کار گرفته است. کمتر از سه ماه. آن هم با پخش سریال هایی که سوژه اکثر آنها خیانت، دوباره عاشق شدن و روابط آزاد جوانان است. برای من سوژه های دل چسبی نیست. اما تقریبا از خیلی ها می شنوم که پای سریال ویکتورا، خواهر دوست داشتنی من، آشنایی با مادر، خانه مد و … می نشینند. متاسفم به خاطر ۷ یا ۸ شبکه داخلی که یک برنامه نیم ساعته جذاب همه پسند ندارند. البته باید دید مردم شبکه ای که چرت و پرت پخش کنند را دوست دارند یا شبکه ای که اخبار اغتشاشات اخیر را.

کوردون بلو، غذایی بی نظیر در مملکتی آرام و بی خشونت

مملکتی که کوردون بلو دارد، مردمانش در ناز و نعمت اند و حتما از سس کچاپ تند است که به خیابان می ریزند.

 

کوردون بلو:

مواد لازم برای ۴ نفر: سینه مرغ ۴ عدد، ژامبون مرغ ۴ اسلایس( ورق)، سس کچاپ (قرمز) تند ۴ قاشق غذا خوری، پنیر پارنژان ۸ قاشق غذا خوری، پودر کنتاکی به اندازه لازم.

 

طرز تهیه: ابتدا سینه مرغ را کاملا روی تخته با بیفتک کوب پهن می کنیم سپس یک قاشق غذا خوری سس کچاپ تند روی آن مالیده و ژامبون مرغ را روی آن می گذاریم و پنیر پارژان را روی همه آنها می پاشیم در آخر سینه مرغ را رول کرده به شکل رولت در می آوریم و تمام آن را در پودر کنتاکی می غلطانیم و در روغن سرخ می کنیم و بعد از اینکه دو طرف آن طلایی کم رنگ شد، مجددا کمی سس کچاپ روی آن مالیده و به مدت ۱۵ دقیقه داخل فر می گذاریم. هر یک عدد سینه مرغ برای یک نفر کافی است. به همراه این غذا ریحون و زیتون سیاه بسیار لذیذ می شود. (به نقل از سایت آفتاب- البته ایشان معتقدند که این غذا ایتالیایی است - الله اعلم)

به نقل از روابط عمومی شرکت کاله آمل:

پادشاه فرانسه معتقد بود فقط آقایان سرآشپزان خوبی هستند مادام دوبری در یک مهمانی نظر پادشاه را تغییر داد و از آن پس لقب کوردون بلو (سرآشپز) را گرفت، امروز کودون بلو یک غذای خوش طعم و اصیل فرانسوی است و کاله برای اولین بار آن را با نام کوردون بلو - کلاسیک تولید می کند.

بی منتظری امید رهبر نتوان عاشق مهدی شد

سال ۶۶ بود و پدرم با یکی از کاروان های زیارتی رفته بود مکه، همان سالی که کشتار وسیعی در روز برائت از مشرکین رخ داد. فردای اون روز ما از پدرم خبری نداشتیم و با کلی دلهره شب را به سر برده بودیم. اون روز ها تماس های خارج از کشور هم خیلی راحت نبود. بماند که پدر من هم خیلی اهل تلفن زدن نبود. اون سال چند نفر از اقوام از جمله عموی مادرم هم رفته بودند مکه و خانواده آنها هم بی خبر بودند. صبح فردای حادثه من داشتم می رفتم نونوایی که نون تازه برای صبحانه بگیرم. داشتم از جلوی خونه عموی مادرم رد می شدم. درست روبروی دیوار خانه آنها یک شعار رو با رنگ قرمز و بسیار درشت نوشته بودند. مصرع اول رو یادم نیست ولی مصرع دوم این بود که “بی منتظری امید رهبر نتوان عاشق مهدی شد” من هیچ وقت این شعر رو حفظ نمی شدم و در نتیجه همیشه جلوی اونجا می ایستادم و شعر رو می خوندم. اون روز هم همینطور شد. همینطور که جلوی شعر ایستاده بودم و داشتم شعر رو می خوندم که یک دفعه از پنجرۀ پشتی که خانه عموی مادرم بود شنیدم که صدایی می گفت حاج احمد حاج احمد. بعد یه نفر دیگه داد زد که حاج احمد از مکه زنگ زده مامان بیا. من کاملا متوجه شدم که منظورشان پدر من بود. چون در واقع پدر من همیشه رابط دوستان و آشنایان بود (چون توی سازمان حج بود) من با کلی خوشحالی نفهمیدم که چگونه از خونۀ عموی مادرم تا خونه خودمون دویدم تا به مادرم خبر بدم. خلاصه با مادرم برگشتیم و متاسفانه اون لحظه نتونستیم با پدرم صحبت کنیم ولی خلاصه خبر سلامتی ایشون رو شنیدیم و خیالمون راحت شد.

از اون روز به بعد هر وقت از جلوی اون شعار می گذشتم لبخندی روی لبانم می نشست و با خوشحالی تمام شعر را می خواندم. این روند ادامه داشت تا روزی که دیدم دو نفر در حال رنگ زدن اون دیوار بودند و من با کلی ناراحتی از کنار دیوار گذشتم و اون روز نفهمیدم که چرا شعار را پاک می کردند. از دید من شعار قشنگی بود و به مراتب از مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی بهتر بود.

بعد ها هم نفهمیدم چرا، امروز هم نفهمیدم چرا. اما این چرا با آن چرای دوران کودکی بسیار فرق دارد. نمی دانم چرا بعد از انقلاب بارها شعار های زنده باد سر داده شده است و بارها برای همان افراد و کشورها فریاد مرده باد سر داده شده است. من نفهمیدم که چرا باید عقاید را حذف کرد. دلم بسیار گرفته است. بسیار بیشتر از چیزی که فکر می کردم.

بی منتظری امید رهبر نتوان عاشق مهدی شد

بی منتظری امید رهبر نتوان عاشق مهدی شد