باز کردن کیف رمزدار

 

سامسونت رمز دار

سامسونت رمز دار

یادم نمی ره که یک روز با ذوق و شوق هنگامی که کیف سامسونت رمز دار یکی از اقوام قفل شده بود و رمزش رو هم فراموش کرده بود، بادی به غبغب انداختم و گفتم که من بلدم باز کنم. خلاصه عملیات نجات صورت گرفت و در کیف را باز کردم و احساس می کردم که باید مورد تشویق همه قرار بگیرم. یادمه که شب وقتی برگشتیم خونه پدرم گفت باباجان این کار خوبی نبود که کردی. گفتم یعنی نباید در رو باز می کردم. گفت نباید همه کارهایی که بلدی را عنوان کنی، مخصوصا در این زمینه ها. گفت که به این فکر کن که از این به بعد اگر خدایی نکرده در کیفی باز بشه و یا اصلا چیزی از کیف کسی گم بشه و … همه یاد این می افتند که چه کسی بلد بود در کیفها رو باز کنه. و این اصلا خوب نیست. بعضی وقت ها فکر میکنم خیلی چیزها را شاید من در آینه هم نمی بینم. باباجون ارادت.

Posted in حکایت | Leave a comment

مقایسه سامسونگ گالکسی samsung galaxy s2 و آیفون apple iphone 4

من بالاخره یک تفاوت مهم میان سامسونگ گلکسی samsung galaxy s2 و آیفون apple iphone 4 پیدا کردم. این تفاوت در میان طرفداران این دو گوشی رقیب هست. هنگام خرید گوشی سعی کردم که تحقیق کنم. از میان طرفداران این دو گوشی از هر کدام یک سوال می پرسیدم. چرا این گوشی رو انتخاب کردی. و ناگهان متوجه شدم که جواب 95% از دارندگان آیفون این است که خوب معلومه چون اپل هست دیگه. از طرف جواب دارندگان سامسونگ گلکسی هم بسیار جالب بود چون به ترتیب مزایا و معایب هر دو گوشی را عنوان می کردند و تقریبا نشان می داد که دارندگان سامسونگ وقت بیشتری برای مقایسه و انتخاب گذاشته اند. ولی دارندگان گوشی های اپل اولین و بزرگترین دلیل انتخاب خود را برند اپل می دانستند. نمی خواهم که بگویم دارندگان گوشی های اپل گول تبلیغات یا برندینت بسیار خوب اپل را خورده اند که به واقع نیمتوان کیفیت و پیشتازی اپل در تکنولوژی فعلی را نادیده گرفت. اما مطمئن هستم که افرادی که سامسونگ خریده بودند به دلیل اینکه برای فرار از انتخاب آیفون توجیه مناسب برای خود و برای سایرین داشته باشند مجبور شده بودند که تحقیق بیشتری در خصوص گوشی ها انجام دهند. البته من را هم کشتند.

Posted in در شهر | Tagged | Leave a comment

کار آفرینان برتر بهتر است یا کارآفرین برتر

دوستان تذکر دادند که چون در رشته های متفاوتی کارآفرین برتر انتخاب می شود، لازم است از عبارت کارآفرینان برتر استفاده شود. ارادتمندیم.

 

Posted in در شهر | Leave a comment

کارآفرین برتر شدن چه آسان، کارآفرین ماندن چه مشکل

با دوستی صحبت می کردم سر این که ماجرای کارآفرینی که این روزها بسیار مد هم شده چیست. از حق نگذریم ژست خوبی دارد که شما لغب کارآفرین برتر را در کارنامه خود داشته باشید. به این لذت اضافه کنید که با سایر کارآفرینان نیز آشنا می شوید. دوست عزیز ما نکته خوبی گفت. به نظر او اینکه در ایران کارآفرین بشوید کار دشواری نیست. به واسطه اینکه سالهای سال ایده های جدید و خوب وجود دارند که در ایران هنوز ظهور نکرده اند که شما کافی است کمی از عوام بالاتر باشید. در واقع یک سر و گردن نیاز ندارد. با 5 سانت هم کار شما راه می افتد. اما نکته در اینجاست که بعد از چند سال هم بیایند و طرح شما را بررسی کنند. ببینند که آیا طرح شما هنوز هم به همان خوبی روز اول ادامه حیات می دهد یا خیر. بماند که این موضوع در خصوص سایر عرصه های کاسبی هم برقرار است. متاسفانه به هیچ وجه نمی توانید دید بلند مدت در زندگی خود در این کشور عزیز داشته باشید. بسیار وسوسه شده ام که کارآفرین برتر سال 91 باشم.

مغز یک کار آفرین

 

Posted in در شهر | 1 Comment

نرگس ز برهنگی سر افکنده به زیر

خدا رحمت کند پدربزرگ خوش ذوق من را. با اینکه سواد کمی داشت، به اندازه من و تمام دوستان و اقوام شعر از بر بود. چند روز پیش در جلسه ای نشسته بودم و طرف روبروی من فردی تازه به دوران رسیده، بدون داشتن ذره ای کمالات، تنها باد به غبغب انداخته و گویی  خدا را بنده نبود. همان روز با فرد دیگری جلسه داشتم بسیار فرهیخته، سالها زحمت کشیده و بی شک استخوان خرد کرده. اما به واسطه گرفتاری مالی که داشت بسیار محزون و آرام. البته بیشتر از تواضع ایشان بود تا از گرفتاری. یاد این شعر افتادم که روزی پدربزرگم برایم خواند. فاتحه ای برایش خواندم و گفت دست مریزاد.

بیداد ز دست فلک شعبده باز               شهزاده به ذلت و گدازاده به ناز

نرگس ز برهنگی سر افکنده به زیر        صد پیرهن از حریر پوشیده پیاز

فراموش نشه که این رباعی از شوقی بهبهانی است.

 

نرگس ز برهنگی سر افکنده به زیر

نرگس ز برهنگی سر افکنده به زیرصد پیرهن از حریر پوشیده پیاز

 

Posted in حکایت | 2 Comments