استارتاپ ایرانی، حال و هوای حباب دات کام

4
3086

دوستانی که در حوزه های پر مخاطره، نوآورانه و یا کارآفرینانه و از این دست فعالیت می کنند، حتما ۱۵ یا ۱۶ سال پیش رو به خاطر میارند که ظهور کسب و کارهای دات کام (مبتنی بر وب سایت و اینترنت) به اوج خودش در دنیا رسیده بود. البته جوون ترها که حتما می تونن یه جستجوی کوچیک بکنند و مثلا در بیزینس اینسایدر خیلی شیک و مجلسی داستان رو مرور بکنند. بماند که گروهی اعتقاد دارند که الان هم در یک حباب تکنولوژی هستیم.

حباب دات کام و استارتاپ های ایرانی
حباب دات کام

اما نکته ای که به نظرم خیلی جالب بود اینه که حال و هوای ۱۵ سال پیش آمریکا رو یه کمی الان داریم در ایران تجربه می کنیم. تقریبا روزی نیست که نشنویم یه اپلیکیشن جدید، یه وبسایت جدید و یا یه استارتاپ جدید راه افتاده. تقریبا در جمع جوانان هم که باشی در هر جلسه ای تقریبا تعداد زیادی ایده مطرح می شه و عنوان می شه که دارن سعی می کنند که یه کار جسورانه (ونچر) جدید راه بندازند.

اینکه این جو خوبه یا بده رو باید بیشتر در موردش فکر کنم، اما واقعا بد نیست که  خوبی ها و بدی های این جو حاکم در حال حاضر ایران رو یه مروری بکنیم.

خوب یا بدش رو نمی دونم، اما اگه شما آدم به روزی در حوزه وب و کسب و کار مبتنی بر وب باشید، تقریبا هیچ ایدۀ جدیدی رو نمیشنوید. همه ایده ها کپی برداری از اتفاقات دهه گذشته کشورهای دیگر هست. تازه بسیار ساده انگارانه هم طراحی میشن. اما خوبیش اینه که اگه خیلی آدم به روزی نیستید ولی فرد با حوصله ای هستید، تا در مورد یه ایده می شنوید می تونید سرچ کنید و ببینید که تو دنیا چی کار کردن تو این زمینه.

از طرفی، هم زمانی حال و هوای استارتاپی کشور با رکود اقتصادی وحشتناک فعلی هم برای من جالبه. سرمایه گذارها که از حوزه های مسکن و تولید و بعضا بازرگانی نام امید شدن، وقت بیشتری دارند و جلساتی رو ترتیب می دن تا جوانهای جویای نام بیان و ایدشون رو مطرح کنند. اما متاسفانه چون عموم پولداران (نه سرمایه گذاران) کشورمون اعتقادی به کسب درآمد از کارکردن و ریسک کردن ندارند، هیچ گونه اتفاق خوشایندی در این زمینه نمی افته و جوانان عزیز دارن کم کم سواد پولداران محترم رو بالا می برند و براشون تعریف می کنند که طی ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته تو دنیا چه اتفاقی افتاده.

حالا اونجای کار غمگینه، که برخی از این عزیزان که اکثرا فارغ التحصیل دانشگاه های خوب هم هستند، میان و پولهای خودشون رو می گذارند روی هم و هزینه های اولیه راه اندازی کسب و کار رو متحمل می شن به امید اینکه بتونن یا ایده رو عملی کنند و یا به پولداری بفروشند. اینجاس که یکی دو سال دیگه کلی جوان فارغ التحصیل داریم که براشون اشتغال زایی نکردیم و از طرف دیگه سرخورده شدند که چرا آدمهای پولدار نمی فهمنشون.

طبیعیه که با وضع فعلی اونها هم ریسک نکنند و به جای سرمایه گذاری در پرورش ایده ها، بروند و استارتاپهای راه افتاده رو بخرند.

یه تعدادی هم شتاب دهنده راه افتاده که به نظرم از قسمتهای خوب ماجراست. طبیعیه که با وضع فعلی اونها هم ریسک نکنند و به جای سرمایه گذاری در پرورش ایده ها، بروند و استارتاپهای راه افتاده رو بخرند. در واقع دوست داشته باشند که سرمایه اولیه  تزریق کنند و از این طریق کسب و کار های مورد نظر و انتخاب شده خودشون رو تقویت کرده و راه بندازند، اما ریسک نکرده و بروند سراغ کسب و کارهایی که توسط سایرین راه افتاده و اونها فقط بیان بخرنش.

خوب تو این حالت هم اون مال که به قیمتی خریده شده برای اینکه برای صاحبش سود داشته باشه باید گرون تر بشه و تقویت می کنه حباب هایی که شبیهش رو در سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱ دیدیم.

بعد از اینکه از غصه جوانان سرخورده بیرون اومدید، یه فکری هم برای سرمایه گذارانی بکنید که به امیدی روی طرح های پر مخاطره سرمایه گذاری کردند و به دلایل مختلف مثل بومی نکردن و صرفا کپی کردن ایده، خوشبینانه برآورد کردن فروش،  موانع حقوقی بر سر راه سرمایه گذاری های پر مخاطره و … اعتمادشون رو به این حوزه از دست می دند.

نگرانم که کسب و کارهای نوآورانه، استارتاپ های خلاقانه و سرمایه گذاری های پر مخاطره غوره نشده مویز بشن.

حالا همه اینها رو گفتم واسه چی، برای اینکه نگرانم که کسب و کارهای نوآورانه، استارتاپ های خلاقانه و سرمایه گذاری های پر مخاطره غوره نشده مویز بشن. یعنی چشم باز کنیم و ببینیم که تب و تابی بود و رفت و دوباره اول راهیم. با کلی تجربه بد که برای سرمایه گذاری در این امور بازدارنده خواهد بود.

البته گیر اولش هم به نظرم اونجایی هست که دولت محترم صندوق نوآوری و شکوفایی رو تشکیل دادند، پول خوبی در اختیارشون گذاشتند، اما هنوز در جلسات مواجه هستیم با تفکر وام دادن و بهره گرفتن از کسب و کار پر مخاطره. خوشبختانه کم کم ابزارهای جدید هم داره شکل می گیره. مثلا صندوق جسورانه که رو نمایی شد و قراره که محمل قانونی برای سرمایه گذاری در این حوزه ها باشه. اما گیر دومش اینه که کلا تو ایران یاد نگرفتیم قبل از انجام هر کاری یه طرحی تجاری  (Business Plan) بنویسیم و یا امکان سنجی درست و درمونی براش انجام بدیم.

4 نظرات

  1. سلام،

    من فکر میکنم جوونا خیلی چابک تر هستند برای چنین تصمیماتی تا شتابدهنده ها و مشابه اون. برای همین همیشه ایده هایی که حتی به ذهن شتاب دهنده ها میرسه، قبلا، حتی یه خورده، یه ذره، یه گوشه ای از طرف جوانکی بی نام و بی پول استارت خورده.

  2. بسیار جالب

    هرچند موضوع به اصطلاح بومی سازی ( برخورد سلیقه ای مسئولین ذی ربط ) به عرصه اشتغال زایی و کار آفرینی ” هم ” کشیده شده و در مقیاس کلان امید بستن بیشتر خوش خیالی محسوب میشه تا خوش بینی اما وجود نمونه های موفق ( هرچند محدود ) دلگرمی این نسله که یه خطا رو دو بار تکرار نکنن و دنباله رو اصول موفقیت باشند .

درج پاسخ