بحران میانسالی
بحران میانسالی

بحران میانسالی از چه سنینی گریبانتان را خواهد گرفت؟

شک، تردید، اضطراب و همه حس هایی که به سادگی از کنارش عبور کردید، به یکباره به شما حمله ور میشه. دیر و زود داره اما بعید می دونم سوخت و سوز داشته باشه. البته میگن مردها بیشتر دچارش می شن که این هم کنار همه تأسف های دیگه. کم کم خودتون رو با افرادی که فکر می کنید موفق هستند مقایسه می کنید. کم کم آرزوهایی که داشتید، صبح هنگام بیدار شدن قبل از هر چیزی از جلوی چشماتون رد میشه. اما دیگه فایده ای نداره. راه رفتنی رو باید رفت.
این خیلی مهم نیست که شغل خوبی دارید یا نه. اصلا مهم نیست که در چه اندازه ای دارایی برای خودتون تدارک دیده اید. حتی میزان حقوق دریافتی یا درآمد سالانه (برای اونهایی که خویش فرما هستن) تأثیری روی این حس نداره. کافیه یادتون بیاد که نیمی از عمرتون رو گذروندید. اما موارد بالا که گفتم، در جلو یا عقب انداختن زمان بروز این حس تأثیر می گذاره. بحرانی که از ۳۵ تا ۴۵ سالگی گریبانتون رو خواهد گرفت.
هر چند امیدوارید که ۳۰ تا ۳۵ سال دیگه زندگی بکنید، قسمت ناجور ماجرا اینه که همین مقدار هم از دست دادید. کم کم نگرانی های شما رنگ و بوی دیگه ای می گیره. بیشتر از همه نگران سلامتی اطرافیانتون می شید. کم کم احساساتتون رقیق می شه و دلتون بیشتر برای همه عزیزانتون تنگ میشه. به گذشته که نگاه می کنید قسمت هایی که دوست نداشتید کم کم پر رنگ می شه و احساس خسران بیشتری در مورد از دست دادن زمان بهتون دست می ده. کم کم زمان براتون معنای جدی تری پیدا می کنه. بله شما میانسال شده اید.
هنوز دلتون می خواد که مثل سابق جنب و جوش داشته باشید، اما یه حس دیگه ای از درون بهتون می گه که مرد حسابی تو دیگه داری پیر می شی، این کارها چیه. کم کم مرگ براتون دردناک تر اما پذیرفتنی تر می شه. متاسفانه ممکنه خبر مرگ برخی همسالانتون رو بشنوید و با کمال تعجب خاطراتتون رو باهاش مرور بکنید. (البته چند تا مطلب خوندم که در مورد مرگ توی این بحران حس ها متفاوت هست در نتیجه نمی شه بهش خیلی پرداخت)
دیگه خیلی چیزها که براتون جالب بوده، اثر همیشگی رو نداره. مثلا کم کم ممکنه علاقتون به ماشین و مدلهای مختلف اون (برای آقایون) کمتر بشه و احساس بکنید که پول زیادی لازم نیست برای ماشین خرج بکنید. اکثر افراد صبرشون بیشتر می شه و معمولا دیرتر عصبانی خواهند شد. از رانندگی بد برخی از مردم به جای اینکه عصبانی بشوید و دستتون رو روی بوق بگذارید، بیشتر تاسف می خورید و سری تکون می دید. حتی دیگه احساس نمیکنید که لازمه یک الاغ ناقابل هم ته دلتون به طرف حواله کنید. بله شما میانسال شده اید.
احساس می کنید که باید حتما یه تغییر اساسی در زندگی داشته باشید، در کتابها البته نوشتند که آقایون یک دفعه ظاهرشون رو تغییر می دهند، مثلا اگه ریش دارند، از ته می زنند یا اقدام به ریش گذاشتن می کنند. یک دفعه احساس می کنید شاید برای جلوگیری از پیر شدن باید لباسهای اسپرت بپوشید ولی فایده نداره . شما دارید پیر می شید اما تا این حد هم نگران نباشید، شما فعلا میانسال هستید.
خلاصه اینکه صبح ها را با امید شروع می کنید و خیلی سر حال هستید اما شب ها ناراحتید، چون تمام روز رو مرور می کنید و علی رغم اینکه کامل از صبح تا شب رو دویده اید، احساس می کنید اونقدر که باید روز خوبی نبوده.
اما آخر همه مطالب در مورد میانسالی که اینروزها زیاد در موردش می خونم، یه چیز هم نوشته و اون اینکه این نیز می گذرد. به هر حال حس خوبی نیست. متاسفم که مثل همه موضوعات دیگه در ایران خیلی مشاوره های درست و درمونی نمی تونیم دریافت کنیم که چه طور این بحران رو به یک فرصت تبدیل کنیم. باید خودمون همه چیز رو کشف کنیم.

4 نظرات

  1. به نظر من یه تفسیر دیگه از بحران میانسالی یعنی این که الان دیگه از اون سه تا تیری که داشتی در بهترین حالتش یک ونیم تیر داری که پرتاب کنی که تازه شاید به هدف بخوره ! و طبق قوانین روانشناسی و احتمالات بعلت استرسی که در اثر به هدف نخوردن اون یک و نیم تیر اولی که به فرد دست میده احتمال به هدف نخوردن یک و نیم تیر بعدی بیشتر از خوردنش هست و دونستن این موضوع احساس تاسف بیشتری رو هم به فرد میانسال به دست میدهد.

  2. دروود به نامدار عزیزم….

    خیلی لذت بردم از نوشته ات….کلی هم دلم هوات رو کرد….تولدت هم کلی مبارک باشه….
    به قول یه رفیقی تو این سن و سال انگار تازه میوه های ادم میرسه…شاید دیگه اون شادابی بهاری رو نداشته باشی اما برای خیلی ها می تونی شیرین تر باشی….

    ایشالا ما هم چشممون به دیدارت شیریت بشه رفیق جان
    مخلصیم و ارادتمندم

    • سلام حامد جان
      جدا دلم برات تنگ شده . یادت میاد برای پایان نامه رفتیم قهوه خونه سر ویلا و یه چایی حسابی زدیم. بابت همه راهنمایی های اون روزها و همه خاطرات قشنگی که با هم داشتیم ممنون. حامد جان پیر شدیم رفت. هر جا هستی خوش و خرم باشی.

درج پاسخ