پنج شنبه, شهریور ۲۶, ۱۴۰۵
چهارم مردادماه بود که صبح سرحال از خانه بیرون زدم. مستقیم رفتم دفتر و شروع به کار کردم. چیزی نگذشته بود که احساس خواب‌آلودگی شدیدی داشتم. با خودم گفتم که به خاطر دیرخوابیدن دیشب و خستگی دیروز...
اصلا وقتی فکرش را هم می کنم، تنم می لرزد. به راحتی روزها را به شب و شب ها را به روز می رسانند بدون اینکه حتی ذره ای به سمت اهداف خود حرکت کرده باشند. هدف؟ کدام هدف؟...
در پست قبلی نوشتم که چرا سه سال و نیم ننوشتم. اما به نظرم کافی نبود. یکی دیگر از دلایلی که فکر می‌کنم باعث شده بود که ننویسم را کشف کردم. وقتی عنوان وبلاگ را گذاشته‌ای «یادداشت‌های در مورد...
قریب به سه سال و نیم است که در این وب‌سایت پستی ننوشته‌ام. سال‌هاست که این دامنه را حفظ کرده‌ام و همیشه با خودم گفته‌ام و گاهی در تنهایی قول داده‌ام که حتماً روزهای خواهد رسید که من وقت...

مطالب پر بیننده

داغ ترین ها