فارغ از روزهای طولانی و هوای گرم و عطش بسیار زیاد که روزه های امسال رو خیلی سخت کرده بود، یه چیز در وقت سحری ذهن من رو با خودش درگیر کرده بود. حتما دیدید که بعضی شبکه ها...
صبح رادیو رو می چرخونی تا یه مطلب خوب پیدا کنی که درد ترافیک رو کم بکنه، می افته رو گزارش تهیه شده در خصوص میوه های وارداتی. با توجه به علاقت به باغداری و میوه و این حرفها،...
خوب باید هم غر زد. بعضی وقتها وقتی می خواهی برای یک نوشته، یک پروپوزال، یه گزارش و ... عکسی اضافه کنی و کمی ظاهر ماجرا رو قشنگ کنی، هر چی میگردی، عکسی که با شئونات اسلامی جور دربیاد...
کمتر از 20 روز دیگر به چهل سالگی من باقی مانده است. چهل سال از عمر خودم را به پایان می رسونم و به نظرم بیشتر از نصف راه رو رفته ام. امید به زندگی بسیار بیشتر از 80...
اصلا وقتی فکرش را هم می کنم، تنم می لرزد. به راحتی روزها را به شب و شب ها را به روز می رسانند بدون اینکه حتی ذره ای به سمت اهداف خود حرکت کرده باشند. هدف؟ کدام هدف؟...
دوستان که تجربه رانندگی زیاد دارند، حتما با من هم عقیده هستند که از نیسان آبی باید ترسید. از پلاک 68 و 38 باید ترسید. از پلاک 78 و 21 هم حتما باید ترسید. من این روزها دچار یه...
قریب به سه سال و نیم است که در این وبسایت پستی ننوشتهام. سالهاست که این دامنه را حفظ کردهام و همیشه با خودم گفتهام و گاهی در تنهایی قول دادهام که حتماً روزهای خواهد رسید که من وقت...
در پست قبلی نوشتم که چرا سه سال و نیم ننوشتم. اما به نظرم کافی نبود. یکی دیگر از دلایلی که فکر میکنم باعث شده بود که ننویسم را کشف کردم. وقتی عنوان وبلاگ را گذاشتهای «یادداشتهای در مورد...

































